شرف الدين محمد بن مسعود مسعودى بخارى

97

مجمع الاحكام ( فارسى )

را اعتبار بايد كرد و ترجيح آن را بود كه بدان خانه ناظر باشد تا در آن خانه باشد و اگر هر دو ساقط باشند « 1 » بنگرند « 2 » تا نصيب كدام زيادت است ترجيح آن را بود و هو اعلم . فصل ببايد دانست كه سهم دليل است مستخرج از دو دليل كه هر دو بر يك چيز دلالت دارند و سهام سخت بسيارند و آنچه از دانستن آن چاره نيست سهم سعادت است و سهم غيب . اما سهم سعادت دليل انواع سعادتها است ، مالى و غير مالى و حقيقت و ماهيت آن موضع است از فلك كه بعد ميان طالع و آن موضع بر توالى بروج همچند « 3 » بعد ميان آفتاب و ماه بود بر توالى بروج اگر به روز بود * و بر خلاف توالى اگر به شب بود . و طريق بيرون آوردن آن آن است كه بعد ميان آفتاب و ماه بگيريم به « 4 » * روز بر توالى برج و به شب بر خلاف توالى برج و درجات طالع بر آن افزائيم و از برج طالع درگيريم و به هر برجى سى درجه مياندازيم ، آنجا كه سيرى بود موضع سهم سعادت است . مثال : اين طالع در درجه حمل و آفتاب در « 5 » بيست درجه جوزا و ماه در پانزده درجه اسد . بعد ميان آفتاب و ماه بر توالى بروج پنجاه و پنج درجه است . ده درجهء طالع بر اين زيادت كرديم شصت‌وپنج درجه « 6 » . سى « 7 » درجه از جهت برج طالع كه حمل است انداختيم و سى درجهء ديگر از جهت برج ثور انداختيم پنج درجه باقى ماند . پس سهم سعادت در پنج درجهء جوزا باشد و هميشه بعد ميان درجهء طالع و سهم سعادت همچند بعد ميان آفتاب

--> ( 1 ) . د . باشند ندارد . ( 2 ) . ح . بنكراند ، د . نيكواند . ( 3 ) . متون . همند . ( 4 ) . فاصله دو ستاره در د . افتاده است . ( 5 ) . متون . و بيست م . و بيت . ( 6 ) . م . واژه درجه در بالاى سطر . ( 7 ) . متون . سدس .